تبليغاتX
•*..*•.ღ ســیــب نــقـره ای ღ •*..*•.

 یه لحظه همین نزدیکی :

عشق خطری است در کمین تنهاترین کس عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس !

براستی ؛ خنده آور است جنون و فروتنی من در عشق !

 فردریش نیچه

 

حالا که رفته ای باور میکنم تمام گلها آفتابگردانند...حالا که رفته ای شکستن آسمان را

 

باور میکنم...

 

تنهاییم را در پس جاده های طولانی غروب...

 

هر نفس یاد تو را در آغوش میکشم...هر لحظه دلتنگی را حس میکنم...

 

همیشه مدعی ست برای نبودنت...میدانم که این هم بهانه است مانند رفتنت...

 

دلتنگی ام با هیچ خاطره ای دور نمیشود...خاطراتی که خاطر خواهی را حیران کرده بود...

 

نمیخواهم دوباره آرزو کنم...تمام سادگیم را نذر آمدنت کرده بودم...

 

حال به تلافی نبودنت هر شب غم را بوسه باران میکنم...سکوت سایه ها را باور میکنم...

 

فقط مشکل این است که هنوز رفتنت را باور نکرده ام ...نبودنت را...

 

راستی تو چرا نیستی ؟!...

 

خط آخر :

این خاک

خاک خاطره هاست نه رویاها

سازی شکسته که نت های گم شده را پیدا نمیکند...

می خواهم خاک شوم...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:55 توسط ღ*ღمــهـتـاღ*ღ |


مرگ من روزی فرا خواهد رسید...شاید در سینه ی بهار و شاید در آغوش سرد زمستان...

شاید همین فردا در یکی از همین روزهای مهتابی...

 نمیدانم بعد از مرگم چه میشود...شاید راهگذری بر مزارم شاخه گلی گذاشت...

شاید کودکی به دنبال بادبادکش از کنارم گذشت و لبخند زد...

زود فراموش میشوم...زودترازآنکه اشکهایم بر گونه آرام گیرد...

می خواهم وصیت کنم تکه ای کاغذ و یک قلم...

نمی خواهم دفتر خاطراتم را باد ببرد...

در تمام شعرهایش نام تو شعله میکشد...تویی که هر نفس با من بودی...

تمام دارایی ام فقط شعر هایی ست که با رفتنم تهی میشود از درد ...

فقط میماند قلبم که تمام تکه ها و زخمهایش بوی تو را میدهد

این را به خاک میبخشم آخر میگویند دوست داشتن با جدایی رنگ میبازد...

 

اگر با دوری ام تو را فراموش کند همان بهتر که بمیرد...

 

خط آخر :

 

بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود و نمازش شکسته بود...

بر سنگ قبرم  بنویسید: این روح سرگردان پیش از این سالهاست که مرده بود...

پ ن : حدود یک سال است با کنار شما هستم می نوشتم آنچه را دل می خواست...

با من بغض کردید لبخند زدید و ماندید...

این بار شما بگویید از من از نوشته هایم از تمام با هم بودنها...

هر آنچه را که این کلبه ی کوچک دارد و ندارد...

منتظر نظرات شما هستم مثل همیشه...

لحظه هاتون فیروزه ای و یا علی....

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:47 توسط ღ*ღمــهـتـاღ*ღ